الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

590

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

گرفته و شمشيرها كشيده‌اند على ( ع ) تنهاست و شمشيرها همچنان بالاى سرش مى - درخشد ، به او مىگويند اگر اشتر باز نگردد تو را خواهيم كشت اشتر فرياد كشيد واى بر آنها علت اين كار چيست گفتند بر نيزه شدن قرآنها اشتر گفت سوگند به خدا هنگامى كه ديدم قرآنها را بر نيزه كردند گفتم به زودى تفرقه خواهد افتاد و اين وضع را پيش بينى كردم اشتر سپس به سرعت باز گشت ديد غير از حسن و حسين و پسر عمويش و گروه قليلى كه به 10 نفر نمىرسيدند يار و ياورى نمانده اشتر فرياد كشيد گفت . واى بر شما پس از پيروزى خوارى و ذلت و تفرقه را به خود راه مىدهيد ؟ ! اى كوتاه فكران ! و اى بىخردها ! آنها همه در برابر اشتر به پا خاستند و او را دشنام دادند و گفتند قرآن ! قرآن ! و جز باز گشت به آن راهى نيست اشتر ملاحظه كرد كه قدرتى باقى نمانده در اينجا بود كه امام ( ع ) بخاطر جلوگيرى از محذور بزرگتر به محظور كوچكتر تن در داد و سخن بالا را فرمود كه من ديروز امير بودم و اكنون مأمور و فرمانبر ، ديروز نهى كننده بودم امروز مورد نهى ! ! ( شرح ابن ابى الحديد ابن ابى الحديد - شرح نهج البلاغه - ج 11 ص 29 تا 31 ج 11 ص 29 - 31 ) ( 394 . ) قسمتى از اين كلام را « ابو طالب مكى » در كتاب « قوت القلوب » 1 ابو طالب مكى - قوت القلوب - ج 1 ص 531 ج 1 ص 531 آورده و « ابن عبد ربه مالكى » در كتاب عقد الفريد 1 ابن عبد ربه مالكى - عقد الفريد - ج 1 صفحه 329 ج 1 صفحه 329 و مرحوم كلينى در كتاب اصول كافى 1 كلينى - اصول كافى - ج 1 صفحه 410 ج 1 صفحه 410 و « زمخشرى » در كتاب « ربيع الابرار » 1 زمخشرى - ربيع الابرار - اوائل جزء 4 باب « اللهو و اللذات و اللباس و الزينة » در اوائل جزء 4 باب « اللهو و اللذات و اللباس و الزينة » و « مفيد » در « اختصاص » 1 / 1 مفيد - اختصاص - صفحه 152 صفحه 152 از كتاب « ابن دأب » 1 / 2 ابن دأب - كتاب ابن دأب - و « ابن جوزى » در كتاب « تلبيس ابليس » 1 ابن جوزى - تلبيس ابليس - صفحه 194 صفحه 194 آورده‌اند . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 3 صفحه 110 تا 111 ج 3 صفحه 110 - 111 ) ( 395 . ) طبق گفته شارحان نهج البلاغه شخصى كه امام ( ع ) از او عيادت فرموده « ربيع ابن زياد حارثى » است نه « علاء ابن زياد ربيع » است كه برادرى بنام « عاصم » داشت و زخمى بر پيشانيش بود كه هر سال عود مىنمود و امام از او عيادت فرمود